الملا فتح الله الكاشاني
25
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
برآمدن آفتاب كه محل نماز بامداد است * ( وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ) * و پيش از فروشدن آن كه وقت نماز پيشين و پسين است * ( وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْه ) * و بعضى از شب پس تسبيح كن او را كه آن محل نماز شام و خفتن است و از مجاهد منقولست كه مراد عشائين است و نزد بعضى ديگر نماز تهجد * ( وَأَدْبارَ السُّجُودِ ) * و ديگر تسبيح كن او را در اعقاب سجدها يعنى نمازها اين از قبيل تسميهء كل است باسم جزء و از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه مراد از ادبار السجود دو ركعت نماز است بعد از مغرب هم چنان كه مراد بادبار النجوم دو ركعت نماز نافلهء صبح است و اين قول از حضرت امام حسن بن على عليه السّلام است و از حسن بصرى و شعبى نيز روايتست و در آثار آمده كه هر كه دو ركعت نماز بگذارد بعد از نماز شام پيش از آنكه سخن كند در ركعت اول فاتحة الكتاب و قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ و در دوم فاتحة الكتاب و قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ جاى او را در عليين بنويسند و نزد بعضى مراد نماز و تيره است كه بعد از نماز خفتن است و از ابن عباس و مجاهد نقل كردهاند كه مراد تعقيب صلوات يوميه است بتسبيح و دعا و ابن زيد و جبائى بر آنند كه آن نوافلى است كه بعد از نماز واجب گذارده شود و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه مراد نماز وتر است كه بعد از تهجد مؤدى مىشود و بعضى ديگر از آن حضرت نقل كردهاند كه مراد از آيه وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ آنست كه در وقت نماز صبح و شام ده بار بگويند كه لا إله الا اللَّه وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو على كل شيئى قدير و بعد از تكذيب كفار و امر باططبار سيد مختار بر اقوال باطلهء اهل عناد و انكار و تسبيح حضرت پروردگار تخويف عباد ميفرمايد از روز معاد و ميفرمايد كه * ( وَاسْتَمِعْ ) * ظاهر خطاب به حضرت رسالتست و مراد امتاند يعنى گوش فرا دار و بشنو آن چيزى كه خبر مىدهم ترا از احوال قيامت در اينكلام تهويل و تعظيم مخبريه است و آن اينست كه * ( يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ ) * روزى كه ندا كند نداكننده يعنى اسرافيل * ( مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ) * از جايى كه نزديك است بر آسمان مراد صخرهء بيت المقدس است كه از همه زمين به دوازده ميل و بروايتى هيجده ميل به آسمان نزديكتر است و گويند كه قرب نسبت بجميع ارض است زيرا كه اينموضع وسط ارض است پس آواز اسرافيل بر بالاى آن به همه اقطار زمين خواهد رسيد و از هيچ موضعى دور نخواهد بود و در خبر است كه اسرافيل عليه السّلام بر بالاى آن صخره انگشت در گوش كند و گويد ايتها العظام البالية و الاوصال المتقطعة و اللحوم المتمزقة و الشعور المتمزقة ان اللَّه يا مر كن ان تجمعن الفصل القضاء يعنى اى استخوانهاى پوسيده شده و اى پيوندهاى از هم گسسته و اى گوشت